Published: 5 شهريور 1389 ساعت 13:55
پرینت
Email
آیا میتوان تفکر خلاقانه را یاد گرفت؟ اگر اینگونه است، چه روش آموزشی بهتر است؟ به چه طریقی، تکنولوژی میتواند از آموزش تواناییهای تفکر خلاقانه حمایت نماید؟ آیا تمرینکردن میتواند افراد دارای تفکر خلاقانهتری را تربیت نماید؟ اینها بخشی ازسوالاتی هستند که ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد . ادامه ...
13 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 31 مرداد 1389 ساعت 15:54
پرینت
Email
آموزش پیش دبستانی ساختار آموزشی آموزش پیش دبستانی جریان قانونمند و هدف داری از آموزش است كه كودكان گروه های سنی 0 تا 72 ماهگی را براساس خصوصیات و سطح پیشرفتشان با فراهم نمودن محیطی سرشار از انگیزه پوشش میدهد. در این جریان پیشرفت فیزیكی، عقلانی، روحی و اجتماعی كودكان به بهترین وجه در مسیر ارزشهای فرهنگی جامعه هدایت میشود.مقطع پیش دبستانی، مرحله ای است كه پیشرفت كودك بسیار سریع است. آموزش فراهم شده در این دوران بر روند پیشرفت كودك در سالهای آتی تأثیر بسیار دارد. تحقیقات درازمدت نشان میدهد كه قسمت اعظم نگرشهای مكسوبه دوران كودكی، شخصیت،دیدگاهها، عادات، اعتقادات و سیستم ارزشی شخصی را در سالهای بزرگسالی وی شكل میدهد. كودك كه در ارتباط شدید روحی در مرحلة بعد از تولد با اعضاء خانواده است، حدود سه سالگی برای بودن با دیگر همسالان و بازی با آنها احساس نیاز میكند.گروههای همسال محیطی را برای كودك فراهم میكنند كه در آن خود را بشناسد. كودك از طریق این محلهای بازی میآموزد كه پذیرفته شود، با دیگران شریك شود، از حقوق خود دفاع كند و به دیگران احترام بگذارد. بنابراین كودك از دنیای خود محور به مرحلة احساس اجتماعی قدم میگذارد. در كشور تركیه نیز این نوع از آموزش بعنوان یكی از شاخه های الحاقی نظام آموزشی عمومی مطرح می باشد.اكثر اینگونه مدارس بطور خصوصی اداره می شوند .هرچند كه برخی به دولت وابسته هستند. عمده این مدارس در شهرهای بزرگ فعالیت داشته و نیازهای مادران شاغل را بر طرف می كنند. ساختار آموزش پیش دبستانی اهداف دراز مدت آموزشی از جمله اهداف دراز مدت آموزش پیش دبستانی در راستای اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1ـ حصول اطمینان از پیشرفت فیزیكی،عقلانی و روحی كودكان و اطمینان از اینكه آنها عادتهای مورد نیاز را كسب كردهاند 2ـ ایجاد آمادگی در كودكان برای ورود به مقطع آموزش ابتدایی 3ـ ایجاد محیطی امن برای كودكانی كه از خانوادههایی با شرایط نا مساعد آمدهاند 4-حصول اطمینان از اینكه كودكان زبان تركی را خوب صحبت میكنند
اهداف كوتاه مدت آموزشی از جمله اهداف كوتاه مدت آموزش پیش دبستانی در راستای اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: 1ـ فراهم نمودن محیطی مناسب در جهت پیشرفت كودكان و تقویت توانائیها و قابلیتهای فیزیكی عقلانی، زبانی، روحی و اجتماعی آنان 2ـ در نظر گرفتن گروه های مختلف سنی كودكان، علائق و نیازهایشان در راستای امكانات موجود در مدرسه و محیط اطراف آن 3ـ در نظر گرفتن امكانات موجود در محیط اطراف 4ـ پیشبردآموزش پیش دبستانی بهگونه ای كه ازكیفیتهای لازم برای ایجاد احساس عشق، احترام، مسئولیت و اتحاد در كودكان برخوردار باشد. 5- تأكید بر تكلم مناسب كودكان به زبان تركی 6- ایجاد احساس وابستگی عاطفی به سرزمین مادری،ملت تركیه، پرچم تركیه، آتاتورك، عشق به خانواده و انسانها و حصول اطمینان از وفاداری آنان به ارزشهای اخلاقی 7- تأكید داشتن براینكه كودكان از طریق تجربه ارزشها را كسب كنند. 8- برخورداری كودكان از حقوق مساوی، با درنظرگرفتن تفاوتهای شخصی، نشان دادن علایق، عشق و احساس، بدون تبعیض و عدم تنبیه آنان. 9- ایجاد و گسترش ارزشهای اجتماعی– فرهنگی در كودكان. 10- عدم اعمال فشار و محدودیت بركودكان درانجام فعالیتهای آموزشی كه باعث خدشه دار شدن شخصیت آنها شود و داشتن رفتاری همراه با عشق و احساس. 11- اطمینان از اینكه كودكان درمورد موضوعات محیطی مانند تمیز و مرتب بودن محیط و ساختن محیطی سالم، آگاه و حساس باشند. -12راهم نمودن آموزش از طریق همكاری كادر مدارس و اولیاء. 13افزایش نرخ ثبت نامی مراكز آموزش پیش دبستانی به طوركلی می توان گفت كه هدف مقطع كمك به رشد صحیح جسمی، روحی، روانی، عاطفی و اجتماعی كودكان است. گفتنی است كه گذراندن مقطع آموزش پیش دبستانی در تركیه اجباری نمی باشد. هدف از برنامة آموزشی مهدهای كودك مراقبت و تغذیة صحیح كودكان و رشد جسمی و روحی آنان است. هدف از برنامة آموزشی كودكستانها آموزش موضوعی نیست، ولی كودكان زبان تركی تمرین می كنند، برای خواندن و نوشتن آماده می شوند ، آموزشهای بهداشتی و محیط زیستی می بینند و برای دورة بعد آموزشی مهیا می شوند. به عبارت دیگر می توان گفت كه هدف از كلاسهای پیش دبستانی تشویق و آماده سازی كودكان رده های سنی 5 تا 6 سال برای ورود به دورة اجباری دبستان است.
پروژههای آموزشی از جمله مهمترین پروزه های آموزشی مراكز پیش دبستانی كشور تركیه می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- پروژه آموزش و پیشرفت كودكان طی سالهای اولیه كودكی
این پروژه از طریق برنامه انتقالی1991 – 1995–1996در همكاری بین دولت تركیه و سازمان یونیسف به منظور بهبود استاندارد زندگی كودكان و در جواب به اصل اولویت دهی به كودكان به اجرا در آمده است. عمده تاكید پروزه فوق بر پاسخگویی به احتیاجات مربوط به رشد كودكان پیش دبستانی و شركت مؤثر خانواده و جامعه و گسترش و تداوم آموزش پیش دبستانی است. بنا برطرح مذكور، برنامه آموزش نوزادان رده های سنی0تا 36ماهه، برنامه آموزش كودكان37تا60 ماهه در مهدهای كودك و برنامه آموزش پیش دبستانی(آمادگی) برای كودكان61 تا 72 ماهه طرح و ارائه شده است. علاوه بر این نوارهای آموزشی ویدئویی(تصویری) برای اولیایی كه فرزندشان در گروه سنی0تا 3 سالگی و 3 تا5 و 5 تا 7سالگی قرار دارند، تهیه و با هدف ترویج فعالیتهایی برای آموزش و پرورش كودكان سراسر جامعه از طریق كانالهای عمومی تلویزیون در اختیار عموم است. نوارهای فوق مطالب زیر را پوشش میدهند:
خود آگاهی مهارتهای روانی- حركتی نگهداری از خود خصوصیات روحی مهارتهای اجتماعی مهارتهای زبانی حس زیبائی شناختی و خلاقیت -از جمله دستاوردهای پروژه آموزش و پیشرفت كودكان طی سالهای اولیه كودكی می توان به تاسیس مركز آموزش پیش دبستانی چند منظوره در سال 1995 دراستانبول اشاره نمود. این مركز با حمایت مشاورهای هیئت علمی دانشكده آموزش پیش دبستانی در دانشگاه «مارمارا» به منظور گسترش خدمات آموزش پیش دبستانی و توسعه مدلهای اقتصادیتر در دستیابی كودكان و خانوادهها به امكانات آموزش پیش دبستانی تأسیس شد. مركزفوق اهداف مشخص زیر را دنبال میكند: - گسترش آموزش پیش دبستانی - افزایش كیفیت برنامههای آموزش پیش دبستانی - هدف گرفتن كودكانی با موقعیت اجتماعی – اقتصادی نامساعد - فراهم نمودن مراكز روزانه نگهداری از كودكان مادران كارمند و آموزش آنان
در راستای این اهداف بررسی و ارزیابی احتیاجات كودكان به وسیله بخش آموزش اولیه كودكان دانشگاه مارمارا در 875 خانه صورت گرفت، تا اساس كار پیریزی شود. براین اساس یك مغازه اسباب بازی ساخته شد تا اسباب بازیهای ارزان قیمت از مواد اضافی بسازد. یك اتوبوس و مینی بوس اهدایی به مركز تغییر صورت یافت تا بهعنوان كلاسهای پیش دبستانی متحرك از آن استفاده شود تا این خدمات را برای بچههایی كه نمیتواند آموزش كلاسیك داشته باشند، فراهم كند. هدف اصلی تشكیل چنین مراكزی، آموزش كودكان در مؤسسات آموزش پیش دبستانی و بالا بردن میزان ثبت نام و حصول اطمینان از اینكه كودكان گروه های سنی6-5 سال كه ازخدمات آموزش پیش دبستانی بهره مند نبوده و در موقعیت خانوادگی نا مساعد زندگی میكنند بتوانند بهصورت رایگان از خدمات آموزش پیش دبستانی در نزدیكترین محل به زندگی خود استفاده كنند.
به طور كلی می توان گفت كه پروژه فوق طی سالهای تحصیلی 1993 تا 1996 اجرا شده و آموزش پیش دبستانی رایگان را برای 41628 كودك در 2165 كلاس تازه تأسیس پیش دبستانی فراهم نموده و در این راه از2400 معلم بهكار گرفته شد. 2- پروژه تحقیق ، توسعه و تهیه برنامههای تلویزیونی (Tomurcuklar) 13 برنامه آموزش تلویزیونی تحت عنوان(Tomurcuklar) از طریق همكاری مدیر كل آموزش پیش دبستانی و مدیر كل رادیو وتلویزیون تركیه به منظور كمك به پیشرفت زبانی كودكان در گروه سنی پیش دبستانی تهیه شد تا استفاده بهتر از زبان تركی را ترغیب و آگاهی ملی پرستی را در قالب اصول و اصطلاحات آتاتورك فراهم نماید. این برنامه از اكتبر سال1998 از طریق كانالهای عمومی تلویزیون تركیه پخش میشود.این پروژه درحقیقت خدمات آموزش پیش دبستانی از راه دور را برای كودكان و خانوادهایی كه به مراكز آموزش پیش دبستانی در منطقه خود دسترسی ندارند فراهم میكند. 3- پروژه آموزش و رشد و نمو كودك مركزپروژه تحقیقاتی آموزش پیش دبستانی چندمنظوره درسال1998،با پشتیبانی مشاورهای دانشكده پرورش كودك و اقتصاد خانواده با حمایت هیئت علمی دانشگاه«گازی» تحت پروژه آموزش و پرورش كودك در چهارچوب برنامه هماهنگ سازمان یونیسف و MEBتأسیس شد. هدف این مركز یافتن مدل های جایگزین برای دست یابیسریعتر و اقتصادیتر به كودكان و خانوادهها بود. در این پروژه موفعیت و میزان نیازها بررسی شده و از1850 خانواده كه نماینده سه سطح مختلف اجتماعی اقتصادی بودند آمارگرفته شد تا نیازهای آموزشی گروه سنی0تا 6 سال و خانوادههایشان تعیین شود. درقالب پروزه فوق،34معلم كلاسهای پیش دبستانی متمركز، درمدارس ابتدایی منطقهKecionem در آنكارا تحت نظارت هیئت علمی دانشكده پرورش كودك و اقتصاد خانواده دانشگاه آنكارا و از طریق سمینارهای آموزشی تحت آموزش قرار گرفتند. این فعالیت آموزشی همچنان ادامه دارد. بخش پرورش كودك و اقتصاد خانواده دانشگاه آنكارا، سمینارهایی در مورد «اسباب بازی و تولید وسایل بازی» در مدارس ابتدایی آنكارا در منطقه Kecionem اجرا كرد. این معلمان داوطلب شدند كه در غنی كردن محیط خانه برای كودكان پیش دبستانی و فراهم نمودن راهنمایی مربوطه برای مربیان مراكز پیش دبستانی و مادران محله كمك كنند. درنتیجه این سمینار معلمان فنی با مربیان مراكز پیش دبستانی در مدرسههایشان برای تولید و ساختن اسباب بازی بوسیله مواد زائد همكاری خواهد كرد تا كمكی اقتصادی برای خانوادههایی با فرزندان پیش دبستانی را فراهم نمایند. 4- پروژه افزایش حساسیت نسبت به مسئله اشتغال كودكان دوپروژه جداگانه از طریق همكاری وزارتهاILO و تحت نظر IPEC صورت پذیرفته است كه هدف از انجام آن، افزایش حساسیت معلمین و كادر اداری مراكز آموزش حرفهای نسبت به مساله اشتغال كودكان است. پروژه نخست در قالب همكاری فیمابینILO و مدیر كل آموزش غیر رسمی و حرفهای وزارت كار در زمینه بهبود شرایط كاری كودكان طی سال 1995، شروع شد. تحت قرارداد همكاری امضاء شده با ILO در 22 ماه مه 1999 سمینارهایی در مورد مسئله كار كودكان برگزار كه شامل 26 تعلیم دهنده فنی در مراكز آموزش حرفهای استانبول میگردید.همچنین تحقیقاتی با شركت تعلیم دهندگان فوق صورت گرفت. گزارش تحقیق به شكل كتاب در آمده و در اختیار طرفین قرار داد قرار گرفت. در جریان پروژه دوم با توجه به نتایج مثبت به دست آمده از همكاری در پروژه اول، قرار داد جدید همكاری فیمابینILO و مدیر كل آموزش غیر رسمی و حرفهای وزارت كار در آپریل1999 به امضاء رسید. همكاری تحت قرارداد جدید آگاهی از حقوق كودكان را بالا خواهد برد.فعالیتهای پروژه شامل آموزش و فعالیتهای اجتماعی با هدف افزایش حساسیت استخدام كنندگان و سر كارگران در مورد مسئله حمایت از حقوق كودكان است.
5 - طرح آموزش مادر ـ كودك هدف از این برنامه حمایت از پیشرفت و رشد ونمو كودكان از طریق حمایت از مادران است. طرح مذكور با استفاده از كلاسهایی كه در مراكز آموزش عمومی مدیریت كل برای آموزش غیر رسمی و حرفهای به اجرا در آمده است به مورد اجرا گذارده می شود. مادران كودكان گروه سنی 0 تا 6 سال در این كلاسها شركت میكنند. این كلاسها بهصورت جداگانه برای مادران كودكان رده های سنی0 تا 2 سال و 2 تا 4 سال و 4 تا 6 سال برگزار میشود. مادران در زمینه نگهداری از كودك، رشد كودك،تغذیه،جلوگیری از بیماریهای دوره كودكی، جلوگیری ازحوادث، كمكهای اولیه، سلامتی دستگاه تولید مثل مادران و تنظیم خانواده و ارتباط پدر و مادر و كودك آموزش میبینند تا به مادران كمك كند در آموزش و پرورش كودكانشان موفق تر و كارآمدتر شده و مشكلات را آسانتر حل كنند. هدف اصلی برنامه فوق، كمك به پیشرفت خانوادهها و بچههایی است كه به آموزش پیش دبستانی دسترسی ندارند و به دلیل شرایط اجتماعی و اقتصادیشان در خطر هستند. با وجود محیط و شرایط نامساعدشان، یادگیری كودكان، پیشرفت اجتماعی و روحی آنان و سطح پیشرفت تحصیلی آنها به دلیل بر خورداری از این قبیل آموزشهای خانگی بهبود یافته است. تحقیقات نشان داده است كه مادرانی كه در این برنامهها شركت كردهاند در مورد رشد ونمو كودكانشان حساستر شده و ارتباط بهتری با فرزندشان برقرار میكنند و انتظارات بالاتر و اهداف متعالیتری در مورد آینده كودكانشان در آنها ایجاد میشود. این فعالیت برای ایجاد موقعیتهای مساوی در آموزش در كنار حمایت از آموزش پیش دبستانی حائز اهمیت است.
-6 طرح كارآموزی مادران هدف طرح فوق تربیت مربیان حرفه ای است كه پرورش فیزیكی، عقلی، روحی و اجتماعی كودكان را میفهمند و قادرند در مراقبت و آموزش كودكان با توانایی عمل كنند تا خدمات نگهداری از كودكان را در خانههای آنها برای مادران كارمند فراهم كنند. اجرای این برنامه در سال 95ـ1994در20 استان كشور شروع شد كه طی سالهای 98 ـ 1997 به 26 استان رسید. گفتنی است كه در قالب طرح فوق بین سالهای 98 ـ 1994 بالغ بر6403 كارآموز مادری آموزش دیدند.
توسعه آموزشی بنا بر افزایش اهمیت آموزش پیش دبستانی دركشور تركیه، اقدامات ذیل درجهت رشد و توسعه مراكز آموزش پیش دبستانی مد نظر قرار گرفته است: - گشودن كلاسهای مهد كودك در مدرسههای كنونی و استفاده از ظرفیتهای فیزیكی آنان. - ایجاد تغییرات لازم در پروژههای معماری مدارس در دست تأسیس - ایجاد ساختمانهای لازم در طبقه همكف برای آموزش پیش دبستانی. - فراهم نمودن پروزههای آموزشی برای آموزش كودكانی كه آموزش پیش دبستانی نداشته اند - گسترش آموزش و پیشرفت كودكان نوپا از طریق تهیه برنامههای آموزشی تلویزیونی - شكل دهی به مراكز تحقیقاتی آموزشی چند منظوره پیش دبستانی برای طرح و اجرای مدلهای جایگزین به روشهای اقتصادیتر برای دسترسی كودكان وخانوادههای مناطق مهاجر نشین و دور افتاده به چنین امكاناتی - تهیه و طراحی برنامههای پیشرفت و توسعه آموزشی (رشد ونمو، آموزش و نگهداری) - تكمیل قوانین مربوط به رشد نمو، نگهداری و آموزش كودكان در اوان كودكی. چگونه فرزند خود را برای مدرسه آماده کنیم؟ می توان گفت ، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچهها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگیها و مهارتها عبارتند از : بهداشت خوب و سلامت جسمانی ، بلوغ فکری و اجتماعی ، مهارت های زبانی ، توانایی حل مسأله ، تفکر خلاق ، و اطلاعات عمومی درباره جهان . در حالی که به فرزند خود کمک میکنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند ، به خاطر داشته باشید که : О میزان پیشرفت بچهها متفاوت است. О بعضی بچهها در بعضی زمینهها قوی ترند. همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه ، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد ، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد ، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود. به نظر میرسد ، بچه هایی که میتوانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند ، ازآمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید. و درباره اختلافات نظر خود با آنها به بحث بپردازید. هر چند مدرسهها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند ، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند ، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از : بهداشت و سلامت جسمانی کودکان به غذای خوب ، خواب کافی ، فضای مناسب برای بازی و مراقبت های پزشکی نیازمندند. اگر این امکانات برای بچهها فراهم شود ، آنها میتوانند زندگی خوبی را شروع کنند و مشکلاتی را که در زندگی با آنها روبرو میشوند ، مانند ، ناراحتی های جسمانی و مشکلات یادگیری ، کاهش دهند. بهداشت مطلوب برای بچهها ، قبل از تولد و با مراقبت های پیش از زایمان آغاز میشود.مادران باردار ، در طول دوره بارداری حتماً باید به پزشک یا درمانگاه مراجعه کنند ، غذاهای مقوی بخورند ، از مصرف الکل ، توتون و مواد مخدر بپرهیزند و استراحت کافی داشته باشند. زنان بارداری که از مراقبت های پزشکی مناسبی برخوردار نیستند ، شانس تولد بچه هایی با ویژگی های زیر را افزایش میدهند : О هنگام تولد وزن کمی دارند و امکان این که در طول زندگی با مشکلات جسمی و ناتوانی در یادگیری روبه رو شوند ، زیاد است. О دچار آسم هستند. О عقب افتادگی ذهنی دارند. О دارای مشکلات گفتاری و زبانی هستند. О قدرت تمرکز ذهنی ندارند . О بیش فعالند. اگر کودک شما برخی از این مشکلات را دارد و یا قبلاً داشته است ، هر چه زودتر با پزشک حوزه مدرسه یا نماینده های محلی خود مشورت کنید. بسیاری از جمعیتها ، خدمات رایگان یا ارزان قیمتی برای کمک به شما و فرزندتان ارائه میدهند. کودکان ، بعد از تولد نیز باید از بهداشت مناسب برخوردار باشند. یک رژیم غذایی خوب میتواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد. بچه های که در سنین مدرسه هستند ، اگر غذای خوب و مقوی مصرف کنند ، تمرکز بهتری در کلاس درس خواهند داشت. غذای آنها باید شامل این مواد باشد : انواع نان ، غلات ، میوه ، سبزیجات ، گوشت ، مرغ ، ماهی و یا جانشین آنها ( مانند : تخم مرغ ، لوبیا و نخود خشک شده ) ، شیر ، پنیر و ماست . بهتر است ، از خوردن چربی و شیرینی زیاد بپرهیزند. معمولاً بچه های 2 تا 5 ساله میتوانند غذاهایی را مصرف کنند که بزرگ ترها میخورند ؛ البته در حجم کم تر. پزشک کودک شما یا درمانگاهها ، توصیه های خوبی برای تغذیه کودکان و بچه های نو پای زیر 2 سال دارند.
بچه های پیش دبستانی ، به طور مرتب ، به معاینات پزشکی ، دندانپزشکی و واکسیناسیون نیازمندند. مراقبت های پزشکی به صورت دائمی به اندازه زمانی که بچهها بیمار یا دچار صدمه جسمانی شده اند ، اهمیت دارد. واکسیناسیون کودکان از حدود 2 ماهگی شروع میشود و آنها را از ابتلا به 9 بیماری : سرخک ، اوریون ، سرخجه ، دیفتری ، کزاز ، سیاه سرفه ، آنفلوانزا ، فلج اطفال و سل مصون میسازد. این بیماریها ، میتوانند صدمات جبران ناپذیری به رشد ذهنی و جسمی کودکان وارد آورند . معاینه دندان های کودکان نیز حداقل از 3 سالگی آغاز میشود و باید به طور مرتب ادامه یابد. ایجاد فرصت هایی برای ورزش و رشد هماهنگ بدنی ، برای بچه های پیش دبستانی ، اهمیت خاصی دارد. آنها همچنین برای تقویت ماهیچه های بزرگ بدن ، به تمرین هایی مانند : پرتاب توپ ، دویدن ، جهیدن ، بالا رفتن و حرکات موزون نیاز دارند. تمرین هایی که برای تقویت ماهیچه های کوچک بدن ، به خصوص ماهیچه های دستها و انگشتان توصیه میشود ، عبارتند از : نقاشی با مداد رنگی ، درست کردن پازل ، کار با قیچی و باز و بسته کردن زیپ لباس ها. کودکستان محل مناسبی برای پرداختن به این قبیل کارها و کسب مهارت است . والدین که بچه های معلول دارند ، به محض برخوردن با هر گونه مشکلی ، باید خیلی زود به پزشک مراجعه کنند. رسیدگی به موقع به این بچهها ، به رشد استعدادهای آنها کمک میکند. آمادگی اجتماعی و عاطفی بچهها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آنها در مدرسه با محیطی روبه رو میشوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد. در مدرسه بچهها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند . آنها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آنها نیز فرق میکند. اغلب بچهها ، مدرسه را با مهارتها ی اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی کنند. این مهارتها را میتوان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگیها در بچهها فراهم شده باشد ، آنها شانس بیش تری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند. این ویژگیها عبارتند از : اعتماد به نفس : بچهها باید بیاموزند ، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و باور کنند میتوانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند ، وقتی دست به کاری جدید میزنند و بار اول موفق نمی شوند ، دست از تلاش بر نمی دارند. استقلال : بچهها باید بیاموزند ، کارهایشان را خود انجام دهند. انگیزه : بچهها باید خواهان یادگیری باشند و در آنها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود. کنجکاوی : بچهها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری ، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند. پشتکار : بچهها باید یادبگیرند ، کاری را که شروع کرده اند ، تمام کنند. همکاری : بچهها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند ، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند. خویشتن داری : بچهها در دوره پیش دبستانی باید بفهمند که بعضی از رفتارها ، مانند ضرب و شتم ، ناشایست هستند و بیاموزند که برای نشان دادن عصبانیت ، راه های خوب و بد وجود دارد. همدلی : بچهها باید دیگران را دوست داشته باشند و یاد بگیرند به احساسات آنان اهمیت بدهند. والدین حتی بیش از مدرسه و مراکزی که وظیفه مراقبت از بچهها را دارند ، میتوانند به بچهها درس همدلی بیاموزند. اگر مایلید فرزندان شما چنین ویژگی های مثبتی پیدا کنند ، توصیه های زیر را به کار بندید : • مهم نیست چگونه ، اما بچهها باید حس کنند که شما از آنها مواظبت میکنید: بچهها از آنچه از دیگران میبینند یا میشنوند ، تقلید میکنند . اگر والدین ورزش کنند یا غذای کافی بخورند ، بچهها بیش تر تمایل پیدا میکنند این کارها را انجام دهند. در صورتی که والدین با دیگران با احترام رفتار کنند ، بچهها نیز یاد میگیرند به دیگران احترام بگذارند و اگر والدین در کارها مشارکت داشته باشند ، بچهها میآموزند به خواسته های دیگران نیز توجه کنند. • نسبت به مدرسه و یادگیری نگرش مثبت داشته باشید : هر کودکی که پا به عرصه وجود میگذارد ، محتاج کشف و یادگیری است. اگر پدر و مادر خواهان پرورش این ویژگیها در کودک خود هستند ، باید کنجکاوی اورا تحریک کنند. نشان دادن علاقه به آنچه کودکان انجام میدهند ، سبب میشود ، آنها از دستاوردهای خود احساس رضایت کنند. اگر والدین نسبت به رفتن فرزندشان به مدرسه هیجان زده باشند ، بچهها نیز دچار اضطراب میشوند. هنگامی که فرزند شما میخواهد وارد کودکستان شود ، سعی کنید راجع به جاذبه های مدرسه با او صحبت کنید . با او درباره فعالیت های هیجان انگیزی که در مدرسه انجام میشود ، مانند گردش های علمی و کارهای هنری سرگرم کننده ، سخن بگویید و سعی کنید با علاقه و اشتیاق زیاد درباره آنچه که او در مدرسه خواهد آموخت ، مانند : خواندن ، نوشتن ، اندازه گیری کردن و وزن کردن ، حرف بزنید. • برای فرزند خود ، فرصت هایی برای تمرین و تکرار فراهم کنید: سینه خیز رفتن ، ادای کلمات جدید و یا حتی نوشیدن یک فنجان چای ، نیاز به تمرین دارد. بچهها نه تنها از تکرار کارها خسته نمی شوند ، بلکه با انجام دوباره کارها آنها را یاد میگیرند و اعتماد به نفس لازم را برای انجام کارهای جدید پیدا میکنند.
• در زندگی فرزندتان نظم و انضباط مناسبی برقرار کنید: همه بچهها تا اندازه ای به محدودیت نیاز دارند. معمولاً بچه هایی که والدینی منضبط و در عین حال با محبت دارند ، از نظر مهارت های اجتماعی بهتر و عملکرد شان در مدرسه مثبت تر از بچه هایی است که والدین شان ، آنها را زیاد محدود میکنند یا کاملاً آزاد میگذارند ، است . در این رابطه توصیه های زیر ضروری به نظر میرسند : О در ضمن این که فعالیت های بچهها را هدایت میکنید ، از ایجاد محدودیت های غیر ضروری و تسلط بر اوضاع بپرهیزند. О هنگامی که از فرزند خود میخواهید کاری را انجام دهد ، برایش دلایل کافی بیاورید. برای مثال ، بگویید : لطفاً کامیونت را از روی پلهها بردار ، چون ممکن است پای کسی به آن بر خورد کند و پرت شود. نه این که بگویید : این کار را انجام بده ، چون من میگویم . О به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید و این که آیا به
О کمک خاصی نیاز دارد یا نه ؟ О موقع عصبانیت ، عشق و علاقه و احترام خود را نسبت به فرزندتان نشان دهید. از کار او انتقاد کنید، نه از خودش . مثلاً بگویید : من دوستت دارم ، اما این صحیح نیست که روی دیوارها نقاشی بکشی . وقتی این کار را انجام میدهی ، من عصبانی میشوم. О به فرزندتان در انتخاب راه و حل مشکلات کمک کنید. شما ممکن است از فرزند 4 ساله خود بپرسید : چه کار کنیم که دیگر کوین به اسباب بازی های تو دست نزند ؟ О مثبت نگر و مشوق کودک خود باشید. او را به خاطر کار نیک تشویق کنید. لبخند رضایت و تشویق شما ، بیش تر از تنبیه های سخت ، رفتار خوب را در کودکان شکل میدهد. О اجازه دهید بچهها خیلی از کارها را خودشان انجام دهند : کودکان به مراقبت زیادی نیاز دارند ، ولی کم کم یاد میگیرند که با انجام کارهایی مانند ، پوشیدن لباس و مرتب کردن اسباب بازی های خود ، مستقل شوند و اتکا به نفس خود را تقویت کنند. بسیار اهمیت دارد که در هر کاری به جای آنها تصمیم گیری نکنید و اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند. به یاد داشته باشید ، فقط زمانی به آنها حق تصمیم گیری بدهید که یک راه بیش تر وجود نداشته باشد. فرزندان خود را تشویق کنید با بچه های دیگر بازی کنند و درکنار بزرگ ترهایی بمانند که از اعضای خانواده آنها نیستند. بچه های پیش دبستانی به خصوص به این فرصت های اجتماعی بیش تر نیاز دارند تا یاد بگیرند که چگونه از دید دیگران به مسائل نگاه کنند. اگر بچهها قبلاً تجربیاتی از برخورد و نشست و برخاست با بزرگسالان وبچه های دیگر داشته باشند، با معلمان و همکلاسی های خود سازگاری بیش تری خواهند داشت. زبان و دانش عمومی بچهها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت میکنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند . بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند ، در مدرسه با مشکلات متعددی روبرو میشوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچهها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند ، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه میتوانید به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید: بچهها از طریق بازی میآموزند. بازی راهی طبیعی است برای آنها تا بتوانند کشف کنند ، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آنها کمک میکند ، مشکلات خود راحل کنند. بچهها از طریق بازی با بلوکها ، با هندسه ، اشکال و توازن آشنا میشوند و میتوانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند.
О از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید: نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند ؛ زیرا آنها قادر نیستند به غان و غون بچهها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید ، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد . صحبت با بچهها تنها فهم و درک آنها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش میدهد. فعالیت های روزانه ، همچون خوردن شام و حمام کردن ، فرصت هایی گاه مفصل برای صحبت کردن درباره اتفاقات پیش آمده و پاسخ به سؤالات فرزندانتان فراهم میآورد. برای مثال :" اول درپوش راه خروجی آب را بگذار ، حالا شیر آب را باز کن. میبینم که میخواهی اردکت را در وان بگذاری . فکر خوبی است. نگاه کن اردکت زرد است ...." О به حرف و خواسته های بچه های خود گوش کنید: بچهها افکار ، احساسات ، شادیها ، غمها ، امیدها و ترس های مخصوص به خود را دارند. برای رشد مهارت های زبانی ، آنها را به حرف زدن تشویق کنید. گوش کردن بهترین راه برای پی بردن به افکار آن هاست و کشف آنچه که میدانند و آنچه که نمی دانند و همین طور چگونگی فکر کردن و آموختن آنها . شما با این رفتار نشان میدهید که احساسات و عقاید آنها ارزشمندند. О از فرزندان خود سؤال کنید و به سؤالات آنها پاسخ گویید: به خصوص به سؤالاتی که پاسخی بیش از بله و خیر دارند. برای مثال ، خیلی از بچه های 2 تا 3 ساله هنگام قدم زدن در پارک ، میایستند و شروع به جمع آوری برگها میکنند. شما میتوانید به آنها نشان دهید که برخی از برگها شبیه به هم و برخی دیگر متفاوتند. میتوانید از بچه های بزرگ تر سؤال کنید که چه چیزهای دیگری روی درختان میرویند. سؤال کردن به بچهها کمک میکند ، یاد بگیرند اشیای گوناگون را مقایسه و یا طبقه بندی کنند. به سؤالات آنها با تأمل پاسخ دهید و در صورت امکان تشویقشان کنید ، پاسخ سؤالاتشان را خودشان پیدا کنند. در صورتی که پاسخ سؤالی را نمی دانید ، بگویید نمی دانم و سعی کنید به کمک فرزندتان جواب آن را بیابید. О هر روز با صدای بلند برای فرزند خود کتاب بخوانید : خواندن میتواند از بدو تولد آغاز و تا پیش از دبستان ادامه یابد. ممکن است فرزندتان مفهوم داستان یا شعری را که میخوانید ، درک نکند ، ولی برای او فرصتی به وجود میآید تا زبان یاد بگیرد ، از موسیقی صدای شما لذت ببرد و به شما نزدیک شود. لازم نیست حتماً خواننده ای بی نظیر باشید تا فرزندتان از خواندن شما و از با شما بودن لذت ببرد. گاهی میتوانید فرزندتان را به کتابخانه ای عمومی ببرید تا از کتاب های داستان آن جا لذت ببرد. О مواد خواندنی را در دسترس کودکتان قرار دهید: اگر کتاب و مواد خواندنی در دسترس کودکان باشد ، علاقه آنها به زبان آموزی و یادگیری رشد سریع تری خواهد داشت. О برنامه تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید: تلویزیون ، پس از پدر و مادر ، معلمی است که تأثیر بسیاری بر فرزندان ما دارد. برنامه های تلویزیونی خوب قادرند بچهها را وارد دنیای تازه ای کنند و یادگیری آنها را افزایش دهند. اما برخی برنامه های تلویزیونی زیان آورند و زیاد تماشا کردن تلویزیون هم میتواند بسیار مضر باشد. О در بر خورد با تواناییها و علایق کودکان خود واقع بین باشید: اگر ارزیابی درستی از توانایی فرزندتان داشته باشید ، او در مدرسه عملکرد بهتری خواهد داشت . باید استانداردهای مهم را بشناسید . بچه های پیش دبستانی خود را برای انجام کارهای جدید تشویق کنید. اگر بچهها به مبارزه با مشکلات خوانده نشوند ، خسته خواهند شد. بچه های که خیلی زود کنار گذاشته میشوند و یا انجام کارهایی از آنها خواسته میشود که علاقه ای به آنها ندارند ، مأیوس و سرخورده میشوند. اجازه ندهید فرزندانتان ؛ القاب ناشایست داشته باشند. القابی مانند " ابله " یا " کودن " تأثیر منفی زیادی بر اعتماد به نفس و عملکرد آنها میگذارند. به یاد داشته باشید بچه هایتان را برای انجام کارهای خوب تشویق کنید. О فرصت هایی برای کار و مشاهده بیش تر فراهم کنید: بچهها هر اندازه تجربه بیش تری به دست آورند ، بیش تر درباره جهان اطراف خود میآموزند. مهم نیست کجا زندگی میکنید. جامعه میتواند زمینه تجربیات جدیدی را فراهم کند. در محله های اطراف قدم بزنید و با اتوبوس به جاهای گوناگون بروید. از موزهها ، کتابخانهها ، باغ و حشها و جاهای دیگر دیدن کنید. اگر در شهر زندگی میکنید ، روزی را در حومه شهر بگذرانید و اگر در حومه زندگی میکنید ، روزی را در شهر سپری کنید. به بچه های خود اجازه دهید به موسیقی گوش کنند ، بنوازند و نقاشی کنند. از آنها بخواهید در فعالیت هایی که به رشد قوه تخیل آنها کمک میکند ، شرکت کنند و بتوانند به بیان عقاید و احساسات خود بپردازند
50 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 23 مرداد 1389 ساعت 14:30
پرینت
Email
كشورهاي در حال توسعه و تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات تكنولوژي هاي جديد اطلاعاتي، ارتباطيICT (Information-Communication Technology) شامل تمامي فنآوريهايي است كه گونههاي مختلف ارتباطات را ميان انسانها با يكديگر، انسانها با سيستمهاي الكترونيكي و سيستمهاي الكترونيكي با هم ميسر ميسازد. به نظر ميرسد كه نگاه جهانيان به اين پديده بر طيفي از شيفتگي تا انزجار قرار ميگيرد كه در يك سوي آن، جهت گيري كاملا" مثبت، همراه با شيفتگي و انتظار دستيابي به دموكراسي جهاني و مدينة فاضله ديده ميشود كه تجسم همپوشي فرهنگي، (Cultural Overlap) بخشي از انواع نگاههاي كاملا" مثبت به آن است و در آن سوي طيف جهتگيري منفي قرار دارد كه با اصطلاح فشار اطلاعات (Push Information) و منفعل شدن مخاطب و شكلگيري بزرگراههاي مصرف شروع و به حوزة تلاش به منظور نجات جامعه بومي وارد و با توصيف وضعيت به صورت امپرياليسم فرهنگي و تهاجم فرهنگي از سرانجام بي مليتي و آمريكايي شدن سخن ميگويد. شايد بتوان مقدمة ورود كشورهاي در حال توسعه به عصر ICT را آغاز دهة 1990 دانست كه شبكةماهوارهاي STAR با پوشش گستردة آسيايي شروع به كار كرد. تحقيقات نشان ميدهد كه برخي از حكومتها در آسيا بدون شناخت دقيق وضعيت و آيندهنگري ، هر كدام در جايي از آن طيف شيفتگي تا انزجار قرار گرفتند، به گونهاي كه عكسالعمل آنها در شش دسته جاي گرفت. دستة اول ، كشورهايي بودند كه نه تنها استفاده از تلويزيون ماهوارهاي را مجاز دانستند، بلكه تسهيلاتي نيز براي دريافت برنامهها بهوسيلة مردم فراهم كردند. مانند سنگاپور و كويت ، گروه دوم كشورهايي كه مانعي ايجاد نكردند، اما با تعيين ماليات براي نصب آنتن ، بهطور غير مستقيم با عمومي شدن آن مقابله كردند. مانند پاكستان. گروه سوم كشورهايي كه مجاز دانستند ولي اقدامات رقابتي را نيز آغاز كردند. مانند هند ، اندونزي ، كرة جنوبي وسريلانكا . گروه چهارم كشورهايي كه با پشتوانة امكانات قوي خود پيش از ممنوعيت ، در رقابت موفق شدند. مانند ژاپن و گروه پنجم كشورهايي كه همراه با ممنوعيت قانوني، اقدامات رقابتي را نيز دنبال كردند. مانند عربستان سعودي، بحرين ، قطر ، شارجه، دبي و مالزي . گروه ششم كشورهايي كه سردرگم، تصميم قانوني نگرفته و هيچگونه اقدام رقابتي را نيز آغاز نكردند. مانند ايران و برخي ا زكشورهاي تازه استقلال يافتة آسياي ميانه (محسنيان راد ، 1373، صص47029) ]البته، در سالهاي بعد، برخي از اين كشورها جاي خود را بر طيف فرضي ما تغيير دادند.[ در نگاهي كوتاه به بخش مثبت طيف، ميتوان به عنوان نمونه به نظرات كليفورد گيرتز(C. Geerts) اشاره كرد كه بسيار خوشبينانه ، سرانجام اين عصر را همپوشي فرهنگي ميداند. او در تعريف فرهنگ ميگويد، فرهنگ در جوهرة خود اطلاعاتي است كه گروهي در آن شريكاند. خصلت اطلاعات به عكس اشياء، آن است كه دهنده، آنچه را كه داده ميتواند براي خود نيز حفظ كند. به اين ترتيب فرهنگها با يكديگر همپوشي يافته با هم تعامل پيدا ميكنند و و ابستگي متقابل ميسازند. آنچه اتفاق خواهد افتاد همان است كه در فرهنگ مشترك ميان يك زوج روي ميدهد. زيرا آنها ميآموزند كه چه انتظاري از يكديگر داشته باشند.( McCreery, 1994) . برخي از كشورها خوشبيني خود را در عمل اينگونه نشان داده كه عليرغم اختلافات ديرينه با جامعهاي ديگر ، فضاي حاصل از ICT را وسيلهاي براي نزديكي بيشتر با خصم ديرينه تلقي كردهاند . نمونة اقدامات كرة جنوبي در مقابل ژاپن از مصاديق بارز چنين مواردي است. (Ryall, 2000) در كنار چنين خوشبينيهايي، افرادي مثال پير لازولي ـ نويسندة ليبراسيون ـ معتقد است كه در ICT فقط منافع نظام سرمايهداري ،سودپرستي ، توسعة تبليغات بازرگاني و افزايش مصرف نهفته است. او ميگويد عصر چند رسانهاي ميخواهد كتاب را كنار گذارد. او كتاب را از منظر چشم سوداگران با اينترنت مقايسه كرده و مينويسد: آنها از ديد تجاري، به هيچ وجه كتاب را ابزار رسانهاي مناسبي نميدانند، چون خودكفاست، هزينة جانبي ندارد. قابل مبادله و استفادة عدة زيادي است . خواننده كتاب ميتواند خارج از دسترس تبليغات و چرخة كسب و كار ، ساعتها را با كتاب سپري كند. كتاب استدلال خواهي و افزايش حس گرايش به نقد را در مخاطب تقويت ميكند. در حاليكه اينترنت سال به سال با از رده خارج كردن كامپيوتر قبلي، مصرف كننده را نيازمند دستگاهي جديدتر ميكند. روز به روز بر تعداد سي ديهاي انبار شدة او افزوده ميشود ضمن آنكه صنعت تلفن به خاطر كاركرد اينترنت ، هزينه بيشتري از او دريافت ميكند. البته لازولي تصديق ميكند كه اينترنت عليرغم تمام اين مخاطرات ، ابزاري فوقالعاده براي ايجاد ارتباط است و در جاي خود پيشرفتي قابل ملاحظه محسوب ميشود و امكان گفت و گوي آزادانه را با تمام جهان فراهم ميسازد. او در مورد پست الكترونيكي ميگويد، در جامعة اطلاعاتي نيز مثل ساير جوامع انساني، دلنشينترين ديدارها و برخوردها در بزرگراهها صورت نميگيرد، بلكه بهطور غير مترقبه و در جادههاي فرعي روي ميدهد. (Lazuly, 1998.5.21) عدهاي نگران نابرابري در سواد اطلاعاتي (Information Literacy) و سواد رقومي (Digital Literacy) در ميان اعضاي يك جامعه هستند (Inoue, 2000) . برخي نيز موضوع را وسيعتر ديده از نابرابري ميان كشورها سخن گفته و ميگويند همانگونه كه ميان امكانات محلههاي فقير نشين با ثروتمند نشين تفاوت مشهود است، چنين تفاوتي در مورد جامعة اطلاعاتي نيز در حال شكلگيري است. (برلو، 1997) در جامعة ICT، تمامي اطلاعات خصوصي افراد ، به صورتي نظم يافته و ضمنا" دور از دسترس صاحب اطلاعات نگهداري خواهد شد. اگر اكنون تمامي سوابق مكالمات تلفني افراد حفظ ميشود. به تدريج زماني خواهد رسيد كه دولتها قادر خواهند بود اطلاعات عظيمي را دربارة تك تك اعضاي تشكيل دهندة ملت در اختيار داشته باشند. ضمن آنكه هماكنون نيز بخشي از اين اطلاعات مانند آدرس آبونمان شدگان براي فروش ضبط و به صورت پكيجهاي آماده عرضه ميشود. (Seshagiri, 1993) هرچه به درجات بالاتر جهتگيري منفي، به ICT نزديك ميشويم، جوامعي را ميبينيم كه در سابقة دستيابي به شرايط مذكور عقبتر هستند. به عنوان مثال آن دسته از كارشناسان ارتباطات كه از اصطلاح امپرياليسم فرهنگي استفاده ميكنند، كساني هستند كه به مقايسة توان ICT ميان كشورهاي اروپاي مركزي با آمريكا، اروپاي شرقي سابق با اروپاي مركزي و حتي كره با ژاپن ميپردازند. اين اصطلاح نيز پيشينهاي ديرينه دارد و ميتوان آن را در گزارش مكبرايد و بسياري گزارشهاي ديگر مانند جريان بينالمللي برنامههاي تلويزيوني ـ يك خيابان يكطرفه (Varis , 1985) ديد. اكنون نيز همانگونه كه آلن ولز ميگويد، هرگاه بحث امپرياليسم فرهنگي مطرح ميشود، موضوع رسانهها، جريان اطلاعات و برنامههاي تلويزيوني بيگانه به ميان كشيده ميشود (Wells , 1996, P14) به عنوان مثال در تحقيقي كه در سال 1998 در مورد برنامههاي تلويزيوني كشورهاي روماني، ليتواني ، اسپانيا و پرو انجام شد، ديده شد كه مدل بومي تلويزيونهاي ليتواني و روماني كه مربوط به قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و حاوي اهداف آموزشي بود تبديل به مدلي مشابه توليدات تلويزيونهاي تجاري پر آگهي اروپاي مركزي شد. محققان تحقيق مذكور مينويسند كه تلويزيون كشورهاي اروپاي شرقي اكنون تبديل به كارگزاران سبكهاي تلويزيون اروپايي شده و در نتيجه به توسعة ارزش و فرهنگ غربي در اين كشورها پرداختهاند. آنها گزارش ميدهند كه در هر چهار كشور، توليدات تلويزيون داخلي بر اساس الگوها و سبك توليدات تلويزيون آمريكا شكل ميگيرد و تأكيد ميكنند كه بسياري از توليدات تلويزيون اسپانيا نه بازتاب ارزشهاي اسپانيايي و نه مربوط به پندارهاي هويت ملي آن كشور ، بلكه نمونهاي از محصولات آمريكايي شده است. آنها نتيجه گرفتهاند كه امپرياليسم فرهنگي و در رأس آن ايالات متحد آمريكا سبب شده كه فرهنگ آمريكايي به صورت نفوذ فرهنگي (Cultural Influence) از طريق توليدات تلويزيوني در جهان گسترش يابد و با گسترش اينترنت و تلويزيونهاي ماهوارهاي، فاصلهها از گذشته تنگتر شده و شرايطي مهيا شده كه بهتر است به جاي جهاني شدن، آن را آمريكايي شدن (Americanization) و يا حتي بي مليت شدن (Denationalized) بناميم. آنها دليل ميآورند كه تكثر مورد نياز جهاني شدن، به طرف تمركز رسانهاي (Concentrated Media) ميرود. ضمن آنكه الگوهاي كليشهاي (Stereotype) نيز براي توليدات داخلي تلويزيونهاي جهان در حال توسعه است . (American Invasion, 2000) البته اگر چه موضوع امپرياليسم فرهنگي بيشتر متوجه ايالات متحد آمريكاست اما كشورهاي ديگري نيز هستند كه توليدات تلويزيوني خود را به صدها كشور ديگر صادر ميكنند. مانند برزيل كه صادركننده به 128 كشور جهان است. (Abercrombie, 1996, P103) و يا مصر كه صادركنندة عمده برنامههاي تلويزيوني به تمامي كشورهاي عربي است، ضمن آنكه تحقيقات نشان داده كه اكثر كشورهاي آفريقايي وارد كنندة برنامههاي تلويزيوني كشورهايي هستند كه روزگاري مستعمرة آنها بودهاند (محسنيان راد، 1376) منفي ترين جهتگيري به ICT با اصطلاح تهاجم فرهنگي مطرح ميشود. اصطلاحي كه ميتوان آن را از سياستمداران و مصلحان اجتماعي ايران ، مصري وحتي فرانسوي نيز شنيد و اكثرا" از سوي جوامعي به كار ميرود كه در گذشته سلطة خارجي ، آسيبهاي جدي بر ثروتهاي مادي و معنوي آنها وارد كرده است و ا ز نظر نظام ارزشي نيز تفاوتهاي عميق با غرب دارند. يكي از محققان مصري در توصيف تهاجم فرهنگي از اصطلاح ابداعي ديگري به نام تهاجم روشنفكري (Intellectual Invasion) استفاده كرده كه به نظر ميرسد مشابه همان اصطلاح قديمي است كه يكي از جامعه شناسان ايران به نام جلال آل احمد (1969-1921) آن را به صورت غرب زدگي مطرح كرد. صالح المقاوري در بررسي تاريخي خود تهاجم روشنفكري را به سه مرحله تقسيم كرده است: مرحلة اول را دروان فيلسوفان باستاني يونان ميداند كه تلاش ميكردند تمامي فرهنگها را به پذيرش مفاهيم و طبقهبنديهاي آنان وادار كنند. مرحلة بعدي مربوط به قرون وسطي بود كه از طريق جنگهاي صليبي تلاش ميشد كه از توسعة اسلام در اروپا ممانعت به عمل آيد. سومين مرحله را مربوط به عصر حاضر دانسته و آنرا تهاجم روشنفكري مينامد كه تركيبي است از همان امپرياليسم فرهنگي بهعلاوه تهاجم روشنفكران داخلي به منظور كنترل وضعيت فرهنگي آنها ، المقاوري هدف اين تهاجم را در كشورهاي اسلامي كوشش بر تغيير اصول اسلامي، ايجاد ترديد در تاريخ اسلام، بيثبات كردن شخصيت ملتهاي مسلمان و پديدآوردن مفاهيم جديد به جاي قوانين اسلامي، يورش به رهبران مذهبي و بياعتبار كردن آنها ، نفوذ به نهادهاي آموزشي بهويژه رسانهها و توسعه تئوريهاي فلسفي همچون پراگماتيسم ، اگزيستانسياليسم و سكولاريسم ميداند. ضمن آنكه نگران نفوذ ميسيونرهاي مذهبي در جامعه مصر نيز هست. (El-Maghawrye, 2000) در يك جمعبندي از آنچه روي طيف مورد بحث قرار گرفته ميتوان گفت كه در مورد آينده ICT سه سؤال فرضيه گونه پيش روي ماست: 1ـ آيا آيندة اين تحولات به تعامل ـ به مفهوم تبادل فرهنگي ـ منتهي خواهد شد؟ و يا، 2ـ پروسه و فرايندي همچون هرنا برابري ناشي از جبر و اختيار ديگري در جريان است كه در طول تاريخ، ملتها، با مشابه آن مواجه بوده و به دليل دسترسيهاي متفاوت به سختافزار و نرمافزار ، از دستاوردهاي نابرابر برخوردار شدهاند؟ و يا اينكه، 3 ـ سرانجام روابط از قبل طراحي شدة يكسويهاي خواهد بود كه به صورت يك پروژه نه پروسه ـ جنگ نابرابري را بهوجود آورده كه كليد واژةآن تهاجم فرهنگي است؟ من ترديد دارم كه فرضية اول به وقوع بپيوندد و از جمله كساني هستم كه بر اساس شواهد، آيندهنگريهاي خوشبينانة مربوط به جهان چند رسانهاي را نوعي توهم ميدانم. در اين مورد لازولي مينويسد: همان توهمي كه در آغاز اختراع تلويزيون ايجاد شد و همه معتقد بودند كه اين نوآوري شگفت انگيز ، دستيابي آزادانة همگان را به فرهنگ و هنر فراهم ميسازد اكنون بر اينترنت حاكم شده و بشر يك بار ديگر دچار سادهلوحي شده است. (Lazuly, 1998.5.21) اين ساده لوحي در عصر راديو نيز روي داد، چنانكه چارلز رد مورخ آمريكايي در ششمين سال آغاز به كار راديو نوشت : راديو ، جهان وطني را به همراه خواهد آورد. گويي روي بالهاي باد باشي و جهان را در نوردي (كري، 1376،ص 254) قبل از آن نيز ساموئل مورس، به هنگام اختراع تلگراف ، در1835 نوشت ، عصبهاي تلگراف به سرعت تفكر ، دانش و همه آنچه را كه در اين سرزمين رخ ميدهد منتقل ميسازد(كري،1376، ص 292) من طرفدار فرضية دوم هستم. يعني معتقدم كه پروسه و فرايندي همچون هر نابرابري ناشي از جبر و اختيار ديگري در جريان است كه در طول تاريخ ، ملتها با مشابه آن مواجه بوده وبه دليل دسترسيهاي متفاوت به سختافزار و نرمافزار،از دستاوردهاي نابرابر برخوردار شدهاند؟ بشر اين دوران را مكرر تجربه كرده است. روزگاري بود كه كشتيهاي بازرگاني و نظامي پرتقال و اسپانيا ، درياهاي جهان را در اختيار داشتند و در همان مقاطع فرهنگهايي همچون اينكاها با يك نابرابري سهمگين سختافزاري و نرمافزاري مواجه بودند . در مورد رسانهها نيز اين نابرابري سابقهاي ديرينه دارد. مثلا" هنگاميكه اروپا از محصول اختراع گوتنبرگ سود ميبرد، بسياري از كشورهاي آفريقايي و آسيايي حتي از اين پديده بياطلاع بودند . (ايرانيان 204 سال پس از اروپاييها به چاپ دست يافتند) اما بايد دانست وقتي طرفدار فرضية دوم باشيم و بخواهيم تحولات ICT را نه به صورت يك پروژة عظيم شمال عليه جنوب بلكه به صورت يك پروسه تاريخي نگاه كنيم، ماهيت آن تغيير نميكند ، بلكه رفتار ماست كه بايد تغيير كند. ICT اين امكان را فراهم كرده كه برخي از جوامع توسعه يافته به مراتب بيش از گذشته ، فرصت عرضة ارزشهاي خود را در جوامع ديگر بهدست آورند. در حاليكه اين داوري نيز از سوي برخي وجود دارد كه مجموعه ارزشهاي تشكيل دهنده مدل ليبرالي غرب، كسب سود و منفعت به هر شكل، اما تحت لواي آزادي است و از آنجا كه سكس و خشونت سبب فروش بهتر تبليغات ميشوند و مخاطبان را به رسانهها معتاد ميسازند ، محتواي رسانهها بيشتر ميل بر حول اين موضوعات خواهند داشت. (Bagdikian, 2000,P.27) علت عدم پذيرش فرضية سوم ، سواي شواهد اثباتي فرضية دوم، تفاوتهاي اساسي پديدة حاضر با شرايط تهاجم نظامي است. هنگامي كه به واژة تهاجم فرهنگي ـ كه بيشتر در متون و منابع غير علوم ارتباطات ديده ميشودـ ميانديشيم ناچار و حتي ناخودآگاه آنرا در قالب تهاجم نظامي نگاه كرده و ساخت و كاركردي مشابه و مفهومي مشترك با تهاجم نظامي را براي آن جست و جو خواهيم كرد. در اين ميان به نظر ميرسد كه ميان تهاجم فرهنگي با تهاجم نظامي دو مشابهت ظاهري وجود داشته باشد: 1ـ مشابهت در شليك گلوله به دورترين فاصله و ارسال پيام نيز به دورترين فاصله. ميدانيم كه جنگ جهاني اول را آغاز دوران جنگهاي نوين ميدانند كه اساس آن بر رزم دور به جاي رزم نزديك نهاده شده بود و در واقع مجموعهاي از فنآوريهاي نوين به صورت اقدامات لجستيكي همراه با انواع استراتژيها و تاكتيكهاي نظامي ، تسلط آنرا بر فاصله ممكن ساخت. (اميني، 1374، ص 73) از آن سو در حوزة ارتباطات نيز انسان توانسته به توانايي بينظير دستيابي به فواصل بسيار دور براي ارسال همزمان صوت، متن و تصوير متحرك دست يابد. در واقع در عصر حاضر هر دو توانستهاند بر فاصله غلبه كنند. 2ـ دستيابي مشترك در شيوههاي عبور از موانع در حوزة نظامي ، روزگاري بود كه استفاده از خندق ، سيم خاردار و انواع موانع ديگر، بازدارنده تهاجم نظامي ميشد در حاليكه سالهاست موانع مذكور كاركرد خود را از دست داده و موشكهاي بالستيكي از قارهها عبور مي كنند. در حوزة ارتباطات نيز ديوار آهني عصر مائو آخرين نمونه قرن بيستمي عامل بازدارنده محسوب ميشد كه اكنون دستيابي به ICTخصلت عبور از تمامي مرزها و ديوارهاي آهني را به دست آورده است. اين خصلت طبعا" مغاير با محدودة تعريف شدة اقتدار چنين حكومتهايي است. ضمن آنكه نگراني آنها، مشابه همان تجسم ورود موشكهاي بالستيكي از قارههاي ديگر است. سواي اين مشابهتها ، بهنظر من پنچ تفاوت اساسي وجود دارد كه اهميت ونقش آنها به مراتب بيش از مشابهتهاست: 1 ـ تفاوت در تعداد عناصر تهاجم عبارت است از تاخت و تاز نيروهاي مسلح يك كشور، در مناطق مرزي كشور ديگر به قصد جنگ افروزي (فرهنگ علوم سياسي ، 1374، ص 170) و جنگ، عملي قهري است كه منظور از آن مجبور كردن خصم به اجراي ارادة ماست.(فرهنگ علوم سياسي، 1374، 362) در تهاجم حداقل دو نيرو وجود دارد: 1ـ نيروهاي بيگانه يا مهاجم 2 ـ نيروهاي خودي يا مدافع در حاليكه در تهاجم فرهنگي به جاي دو عنصر، سه عنصر وجود دارد 1 – نيروي مهاجم كه همان منبع پيام وابسته به منابع قدرت است 2ـ رهبراني از جامعه مورد تهاجم كه به درك وقوع تهاجم ميرسند 3 ـ تودههاي گيرنده كه عملا" گزينشگر پيام هستند. در جنگ، هردو نيرو در تلاش بيشترين آسيب به طرف مقابل و كمترين آسيب به خود است. (اميني، 1374، ص 240) در حاليكه در تهاجم فرهنگي، تعبير عنصر دوم آن است كه تلاش عنصر اول در تأثيرگذاري بر عنصر سوم، عملا" اعمال بيشترين آسيب برعنصر دوم، به منظور حفظ منافع عنصر اول است. 2 ـ تفاوت در نقشها مهمترين تفاوت، مربوط به نقشهاي عناصر تشكيل دهنده تهاجم فرهنگي با تهاجم نظامي است. در تهاجم نظامي هنگامي كه مهاجم شليك ميكند، مدافع در پذيرش گلوله به خود تمايلي ندارد و قطعا" درتلاش نفي فيزيكي و معنوي آن است ، اما در تهاجم فرهنگي، عنصر سوم يا همان تودههاي مردم كه به تعبير عنصر اول نشانگاه اصلي اين تهاجم هستند، ميتواند در پذيرش يا عدم پذيرش اين گلولهها اراده نمايد و حتي در نفوذ اين گلولهها بر تن خود اشتياق نشان دهد. در تهاجم نظامي، گلوله گلوله است در حاليكه در تهاجم فرهنگي، حتي ميزان باور مردم به منشاء شليك ، يعني وسايل ارتباط جمعي بيگانه و خودي ميتواند در تعبير گلوله مؤثر باشد. آنچنانكه در دوران انقلاب اسلامي، تودههاي مردم صداي راديوهاي بيگانه را خودي تر از صداي راديوي رژيم شاه ميدانستند. در واقع در تهاجم نظامي طرفين متفقالقول هستند، گلولههايي كه شليك ميشود مخرب است اما در تهاجم فرهنگي الزاما" چنين اتفاق نظري ميان عناصر سه گانه وجود ندارد به گونهاي كه ممكن است مهاجم، همان گلولههايي را كه به سوي عنصر سوم وابسته به مدافع شليك ميكند، به خود نيز شليك كند. ميدانيم در گذشته اين باور وجود داشت كه عنصر سوم، يعني مخاطبان وسايل ارتباط جمعي، در مقابل اين وسايل ، نقشي انفعالي دارند. اما ميدانيم كه مخاطبان رسانهها، ميتوانند گزينش پيام كنند، جذب پيام شوند و يا حتي به آن پشت كنند. آنگونه كه در ماههاي آخر حكومت رژيم شاه در ايران مردم رو به ديوار نوشتهها و پشت به تلويزيون شاه ايستادند. (محسنيان راد ، 1369) در واقع اكثر تحقيقات چند دهة اخير دربارة مقولة برجستهسازي (Agenda Setting) و تمامي كتابهاي شيوههاي اقناع، اثبات كننده رفتار غير انفعالي مخاطبان در مقابل رسانههاست. 3 ـ تبديل ميدان جنگ به بازار پيام شكلگيري ارتباطات چند رسانهاي و در واقع توسعه تكنولوژيهاي اطلاعاتي ـ ارتباطي، پهنه گزينش عنصر سوم را بسيار وسيعتر كرده است و شكلهاي تازهاي از دريافت شليك را فراهم ساخته كه دور از چشم عنصر اول و عنصر دوم، از طريق ارتباطات ميان انساني، انساني و رقومي و ميان رقومي امكانپذير شده است. به عبارت ديگر، توسعه ICT عصري را بهوجود آورده كه ميتوان شكلگيري بازار جهاني پيام ناميد. در اين بازار خريداران پيام حسب نياز ، سليقه و ذائقه خود، از ميان انبوهي از كالاـ اكثرا" بسيار ارزانتر از گذشته و در خيلي از موارد رايگان ـ هر لحظه يكي را گزينش ميكنند. نكته قابل توجه آن است كه اين Message Market با Media Market نظريهپردازان ماركسيست رسانهها كه در قالب نظريههاي اقتصادي ـ سياسي رسانهها عنوان شده است متفاوت است. آن نظريهها بيشتر به ريشههاي اقتصادي توليد و عرصة پيام توجه دارند و در واقع موضوع را از ديدگاه زيربنا نگاه كرده و معتقدند كه درنظام سرمايهداري ، رسانهها از يكسو در تلاش براي حفظ و تثبيت موقعيت صاحبان رسانهها هستند و از سوي ديگر در تلاش كنار نهادن گروههاي فاقد سرمايه براي ورود به بازار رسانهها ميباشند. (McQuail, 1987) و اين همان است كه به عنوان امپرياليسم فرهنگي مطرح شده و به آن اشاره شد. 4 – تفاوت ميان درجة دشواري براي اشغال تهاجم نظامي ميتواند به اشغال (Occupation) منتهي شود. ادبيات علوم سياسي اشغال را به عنوان يكي از پيامدهاي تهاجم، به صورت استقرار سلطه تعريف ميكند و توضيح ميدهد كه استقرار سلطه به مفهوم انتقال حاكميت نيست . به طوري كه در شرايط اشغال ، حاكميت امور انتظامي و حتي قضايي ميتواند كماكان بدون تغييرباقي بماند. (فرهنگ علوم سياسي ، 1374، ص 233 ) در تهاجم نظامي هر اندازه تفاوت نيروهاي طرفين بيشتر باشد، وقوع اشغال بيشتر خواهد بود. در حاليكه در تهاجم فرهنگي موازنة قدرت الزاما" مانع تداوم تهاجم نخواهد شد، زيرا سرنوشت تهاجم را نقشهايي كه عنصر سوم ايفا خواهد كرد تعيين مينمايد. 5 – تفاوت درجة توانايي بهكارگيري گلولهها در تهاجم نظامي مهم نيست كه گلولهها ساخت كدام يك از طرفين جنگ باشد بهطوري كه از غنايم جنگي ميتوان عليه طرف مقابل استفاده كرد در حاليكه در تهاجم فرهنگي گلولههاي مهاجم قابل استفاده براي تهاجم مشابه از سوي مدافع روبه مهاجم نيست .در نتيجه نابرابري در ميان توليدكنندگان پيام در بازار پيام به مراتب عميق تر از مصرف كنندگان تسليحات نظامي است. وجود پنج تفاوت مهم ميان تهاجم نظامي و اصطلاح تهاجم فرهنگي سبب ميشود كه توصيه به جايگزين كردن واژهاي مناسبتتر را مطرح كنم كه بارمسئوليت مخاطب را بيشتر نشان دهد. در اين مورد شايد بتوان از واژة "تداخل" (Interfere) استفاده كرد كه در فرهنگ فولكوريك ايران براي نشان دادن ناهمسازي دو مادة غذايي متفاوت بهكار ميرود. فرهنگ دهخدا كه بزرگترين و معتبرترين فرهنگ لغت فارسي است ، با مراجعه به فرهنگهاي قرون گذشته (غياثاللغات ، آنندراج و ناظمالاطباء) آن را چنين تعريف ميكند: تداخل به اصطلاح اطباء در غذاي منهضم ، غير منهضم را آميختن .(دهخدا، ت . صص 3ـ492) . وقتي به فردي گفته ميشود تغذيه از دو مادة غذايي ، ايجاد تداخل ميكند، توجه ، معطوف به اثر گذاري منفي تغذية مشترك از آن مواد ميشود. نه توجه بر خصلت منفي آنها و در واقع ارادة مخاطب غير منفعل اصل قرار ميگيرد و همين خصلت سبب ميشود كه اين مقاله با اقتباس از تداخل غذايي (Food Interfere) تداخل فرهنگي (Cultural Interefere) را به عنوان يك اصطلاح جديد ارتباطي كه متناسب با شرايط معاصر شكلگيري بازار جهاني پيام است پيشنهاد كند. پذيرش اين اصطلاح هشت توصيه را به شرح زير به دنبال دارد: 1ـ حكومتهاي كشورهاي درحال توسعه، در توصيف كاركرد رسانهها، به جاي باور به نظريههاي مردود شدة تزريقي و گلولة جادويي ـ چه در مورد رسانههاي بيگانه و چه داخلي ـ و در واقع بهجاي باور به اين اصل كه انسانها در مقابل رسانهها ، موجوداتي مطيع و منفعل هستند، اصل گزينشگر بودن انسان و اصل فراگرد بودن ارتباطات او را پذيرفته و با بهكارگيري تحليلهاي سيستمي ، پديدة ICT را در سپهر حيات انسان معاصر ، به عنوان مجموعهاي از عناصر متعامل نگاه كرده و كوشش كنند كه براي بقاي همراه با دستيابي به اهداف ملي ، به فشارهاي ناشي از تغييرات محيط، عكسالعملهاي سيستمي بروز دهند. 2ـ حكومتهاي در حال توسعه در شناخت بازار جهاني پيام و راز و رمز مكانيزمهاي آن شيوههاي خردگرايانه و غير احساسي را دنبال كرده و از همين مسير ، دريافتن تدابير اجرايي براي رقابت در اين بازار، تأمين نيازهاي مصرفكنندگان داخلي را مبنا قرار دهند. 3ـ حكومتهاي كشورهاي در حال توسعه در جايگزيني شيوههاي برقراري ارتباط افقي به جاي ارتباط عمودي از سوي رسانههاي داخلي بهويژه رسانههاي در اختيار و مديريت خود تلاش كنند. 4ـ در تأمين نياز مخاطبان، به جاي استفاده از مواضع اقتدارگرايانه در قالب رفتارهاي به ظاهر مصلحانه، از شيوههاي علمي نياز سنجي ارتباطي جامعه استفاده كنند. 5ـ از آنجا كه اعمال نظارتهاي سنتي بر رسانههاي خارج رو به داخل امكانپذير نيست ، به منظور امكان افزايش توان رسانههاي داخلي با امواج بيروني شيوههاي مراقبتي را جايگزين شيوههاي سنتي نظارت كنند. 6 ـ در و ضع قوانين رسانهاي، خصلتهاي جديد رسانهها و واقعيات ارتباطي جهان معاصر را در نظر گيرند. 7 ـ براي مخاطبان رسانههاي داخلي اين امكان فراهم شود كه به شناخت فرهنگ و ارزشهاي بومي خود دست يابند. 8 ـ كوشش شود كه مخاطبان داخلي در مورد ساخت و كاركرد بازار جهاني پيام و عناصر شكل دهندة تداخلهاي فرهنگي آگاه شوند. در واقع بهجاي طرح اين سؤال قديمي كه رسانهها به ما چه ميكنند، اين سؤال مطرح شود كه ما به عنوان انسان گزينشگر بايد با رسانهها چگونه رفتار كينم؟ و چگونه از آثار سوء تداخل فرهنگي اجتناب كنيم؟
71 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 17 مرداد 1389 ساعت 17:57
پرینت
Email
در عصر حاضر با توجه به حضور فناوری های نوین آموزشی، سرعت یادگیری بهبود یافته است. عدم تطابق زمانی فراگیران با سرعت روزافزون اطلاعات و مهارت ها، آنها را از چرخه همزمانی با یادگیری های نوین باز می دارد. رسانه های آموزشی به عنوان ابزارهایی که پیام هایی با اهداف آموزشی را منتقل می کنند کم و بیش برای همگان شناخته شده هستند. کامپیوتر ها و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی به عنــوان بستـری برای ارائه نرم افزار های چندرسانه ای به شمار می روند. طراحی محیط های چند رسانه ای با تـأکید بر یادگیری عمیق و سریع از نکات قابل توجه در آموزش های کنونی ماست. ادامه ...
22 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 17 مرداد 1389 ساعت 17:50
پرینت
Email
مدرسه هوشمند ‹Smart school› تعريف مفهومي: مدرسه هوشمند مدرسه اي است كه جهت ايجاد محيط ياددهي - يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانش آموزان پژوهنده طراحي شده است.تعريف: مدرسه هوشمند مدرسه فيزيكي است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبكه مي باشد و محتواي اكثر دروس آن الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است. اهداف: Ø رشد همه جانبه دانش آموزان (ذهني، جسمي، عاطفي و رواني). Ø ارتقاء تواناييها و قابليتهاي فردي. Ø تربيت نيروي انساني متفكر و آشنا به فناوري.
Ø افزايش مشاركت مردمي. راهبردها و خط مشي ها: ü تأكيد بر مهارتهاي فكر كردن. ü تدريس ارزشها و زبان از طريق آموزش. ü فراهم نمودن محيط ياد دهي – يادگيري. ü فراهم كردن انواع شيوه هاي آموزشي برا ي استعدادهاي مختلف. ü آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است. ü فراهم كردن فرصتهاي همكاري افراد جامعه با مدرسه. اركان مدرسه هوشمند: v محيط ياددهي - يادگيري اين محيط چهار حوزه را تحت پوشش خود قرار مي دهد:الف- برنامه درسي ب- روش تدريس ج- ارزيابي د- محتوا v مديريت: منابع و فرآيندهاي مورد نياز محيط ياددهي - يادگيري را پشتيباني و حمايت مي كند. v مسئوليتهاي افراد و مهارتهاي مورد نياز: در اين مدرسه نقش مدير، معلم، دانش آموز و والدين تغيير خواهد كرد و با توانايي ها و دانش خود نقش مؤثري در مدرسه خواهند داشت. v فناوري: ايجاد محيط ياددهي – يادگيري، مديريت و ارتباطات بيروني راه حل هاي مبتني بر فناوري را الزامي مي كند. ويژگيهاي اركان مدرسه هوشمند:محيط ياددهي – يادگيري. الف- برنامه درسي: اصول حاكم بر برنامه درسي در اين مدرسه به شرح ذيل مي باشد: *طراحي براي كمك به دانش آموزان براي رشد همه جانبه و متعادل. *يكپارچه سازي دانش آموزان براي رشد همه جانبه و متعادل. *يكپارچه سازي دانش، مهارتها و ارزشها از طريق برنامه درسي (باپروژه اي نمودن فعاليتهاي مربوط به محتوا).*نظم و تداوم در آموزش. *ايجاد نگرشها ي مناسب در استفاده از فناوري. *دسترسي همه دانش آموزان به آموزش مطلوب ديدگاه برنامه درسي:*معني دار بودن: همه دانش آموزان مفاهيم آموزش را درك مي كنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند.*مسئوليت اجتماعي: از وظايف و مسئوليتهاي خود در جامعه آگاه مي شوند، نسبت به مردم احساس مسئوليت مي كنند.*باز خورد برنامه درسي: برنامه درسي بايد در دانش آموز مهارت و نگرش نقادانه و خلاقيت مثبت ايجاد كند.*همه جانبه بودن: بر روي رشد همه ابعاد انساني تاكيد مي كند و به دانش آموزكمك مي كند كه روابط بين موضوعات مختلف را درك كند.*عدم محدوديت: برنامه درسي محدود كننده نيست. اولا" دائما" برنامه هاي موجود بازنگري مي شود. ثانيا" به دانش آموزان اجازه مي دهد از برنامه درسي خود فراتر گام بردارند.*هدفداري: برنامه درسي از فناوري به عنوان يكي از وسايل انتقال دانش استفاده مي كند و به دانش آموزان نيز مهارت استفاده از فناوري را براي رفع نياز خود را مي آموزد. ب- روش تدريس روش تدريس در اين مدرسه، دانش آموز محور خواهد بود.اصول حاكم بر روش تدريس به شرح ذيل مي باشد:*فراهم كردن تركيبي از روشهاي يادگيري براي اطمينان از رشد همه جانيه استعداد ها و قابليتهاي دانش آموز به منظور:الف- تشويق يادگيري و ارتقاء خلاقيت. ب- دانش آموز محوري فعاليتها و ارتقاء تواناييهاي فردي. *فراهم نمودن انواع روشهاي آموزشي براي ارتقاء يادگيري. *هدايت كلاس با روشهاي مختلف ياددهي – يادگيري. با توجه به دانش آموز محور بودن مدرسه هوشمند نقش دانش آموز مهمتر مي باشد به صورتي كه:*درتعيين اهداف آموزشي دانش آموز با راهنمايي معلم خود اهداف را شكل مي دهد. *درتعيين وظايف آموزشي به پيشنهاد معلم وظايف توسط دانش آموز تعيين مي گردد.*در انتخاب منابع دانش آموز منابع خود را در نظر مي گيرد و از معلم در مورد آنها نظر مي خواهد. ج - ارزيابي ارزيابي در مدرسه به صورت هوشمند و در برخي دروس با توجه به نوع درس غير هوشمند مي باشد. ويژگيهاي ارزيابي :-جامعيت -اجرا در انواع شكلها -روشهاي چند گزينه اي-به موقع بودن-دانش آموز محوري-استمرار· حيطه ارزيابي در مدرسه هوشمند جامع مي باشد و علاوه بر ارزشيابي پاياني آمادگي و پيشرفت را نيز در بر مي گيرد و اين روش اطلاعات گوناگوني در مورد توانايي ها و نوع يادگيري دانش آموز ارائه مي دهد:*ارزشيابي ورودي= سنجش سطح دانش و توانايي. *ارزشيابي مستمر= اندازه گيري پيشرفت دانش آموز براي سنجش قوت ها و ضعف هاي موجود. *ارزشيابي پاياني= با توجه به سيستم آموزشي حاضر اين ارزشيابي به صورت كتبي از ميزان يادگيري دانش آموز به عمل مي آيد.*ارزيابي به شكلهاي مختلف طراحي مي شود: ارزيابي در كلاس ارزيابي مدرسه اي ارزيابي متمركز.*ارزيابي در كلاس: اين نوع ارزيابي در حين آموزش و پس از آموزش مي باشد.*ارزيابي مدرسه اي: اين نوع ارزيابي در پايان هربخش درسي مي باشد.*ارزيابي متمركز: اين نوع ارزيابي هر زمان كه دانش آموز اعلام آمادگي كند به صورت يك پروژه ارائه مي گردد. د - محتوادر اين مدرسه محتوا به دو شكل مي باشد:*محتواي تهيه شده با استانداردهاي لازم (ازطريق آموزش و پرورش).*محتوايي كه معلم توليد مي نمايد.به طور كلي محتوا بر اساس چهار شاخص اصلي شكل مي گيرد:-كيفيت فني-جذابيت -كيفيت آموزشي- تطابق با برنامه درسي مديريت:مديريت كارا و اثربخش كه بتواند منابع و فرآيندهاي مورد نياز براي پشتيباني تدريس و يادگيري را هدايت نمايد.-اصول حاكم بر مديريت مدرسة هوشمند: *اداره امر آموزش مدرسه. *افزايش مشاركت والدين و جامعه. *مديريت معلمان توانمند و متخصص. *تخصيص منابع به نفع حداكثر دانش آموزان. *فراهم آوردن محيطي سالم در مدرسه.*اطمينان از امنيت مدرسه و كاركنان آن *بهره برداري از فناوري و اداره آن به طور كارآمد و اثر بخش. وظايف مدير-رهبري مدرسه.- ارتباطات مناسب با والدين و جامعه. - سياستگذاري در راستاي اهداف آموزش و تربيتي. - مديريت برنامه آموزش متناسب با محيط ياددهي – يادگيري. -امور دانش آموزان. - تهيه سيستم جامع اطلاعات دانش آموزان به منظور ذخيره سازي بازيابي و گزارش دهي همه اطلاعات دانش آموزان.- تسهيل فرآيند ثبت نام. - مشاوره و رسيدگي به امور آموزشي و تربيتي دانش آموزان. - مديريت آزمون ( شكل، نوع، صحت نتايج).- پيگيري امور بهداشت، بيمه و غيره.-منابع آموزشي. - آشنايي با استفاده از پايگاه اطلاعاتي جامع آموزشي براي دسترسي سريع و ساده دانش آموزان و معلمان.- فراهم ساختن منابع متناسب با نياز معلم و دانش آموز به صورت الكترونيكي و چاپي (كتابخانه الكترونيكي و...).- آشنايي با نرم افزار هاي آموزشي.- تدوين برنامه درسي متناسب با منابع آموزشي.-امور مالي.- سيستم جامع حسابداري با توانايي توليد گزارشهاي مورد نياز به صورت خودكار.- بازرسي و كنترل جامع براي اطمينان از كاركرد درست نظام مدرسه.- بودجه ريزي سالانه و برنامه ريزي بلند مدت.-منابع انساني. - برنامه ريزي معلمان (زمان بندي - ارزيابي).-ايجاد سيستم جامع منابع انساني (كارگزيني، آموزشي، تحصيلات، مرخصي ها، مهارت آموزي).- ارتقاء نيروي انساني (مديريت برآموزش معلمان كادر اداري).- اداره برنامه كاري كاركنان بوسيله دسترسي آسان به اطلاعات.-امنيت. - ايجاد ايمني مناسب براي دانش آموزان با سنين و نيازهاي مختلف. - ايجاد امنيت اطلاعات و دسترسي محدود فقط براي پرسنل مسئول. - تامين امنيت فيزيكي تجهيزات .IT- تامين امنيت فيزيكي اقلام مدرسه.- فناوري. - نظارت بر پياده سازي اجزاء فناوري در مدرسه.- برنامه ريزي واقع گرا براي توسعه قابليتهاي IT.- نظارت و هماهنگي لازم براي پشتيباني از اجزاء فناوري. - آموزش فناوريها. مسئوليتها و مهارتهاي حرفه اي مدير مدير اين مدرسه در اداره مدرسه با اطلاعات و فرآيندهاي هماهنگي سركار دارد. اثر بخشي مديريت در مدرسه هوشمند از طريق استفاده از فناوري اطلاعات مي باشد. مدير مدرسه بايد تحت آموزش مداوم فناوري اطلاعات باشد تا در اداره تجهيزات و فناوري و روشها توانمند گردد.نكته: منظور از مهارتهاي اوليه IT شامل آشنايي باICDL)،word، powerpoint) ومهارتهاي استفاده از محيط WEB مي باشد. · آموزشهاي مورد نياز:- مهارتهاي اوليهIT ،word ، power point).- نرم افزارهاي چند رسانه اي مرتبط با آموزش (محتواهاي درس).- نرم افزارهاي آموزشي و كمك آموزشي درسي (اطلاعات اوليه).- نرم افزارهاي ويژه مديريت (بانك هاي اطلاعاتي مرتبط).- نرم افزارهاي اداري مانند (نرم افزارجامع مدرسه). · نقش ها و مسئوليتها:- تنظيم اهداف قابل حصول براي مدرسه با بررسي نيازهاي دانش آموزان،اولياء و مردم. - برنامه ريزي براي ارتقاء دائمي مهارتهاي كاركنان اداري در زمينه كاربرد رايانه در امور اداري. - برنامه ريزي راهبردي براي فعاليتهاي محوله به مدرسه.- تبادل نظر با معلمان در مورد چگونگي بهبود شيوه هاي ياددهي - يادگيري در دنياي پر تحول امروزي. · -مهارتها:- بكارگيري و عملياتي كردن تئوريهاي مديريت. - مهارتهاي خود رهبري، انگيزش، نوآوري، خلاقيت، كار گروهي. - توانايي استفاده از فناوريهاي مربوط در اداره مدرسه.- رهبري آموزشي. - كاربرد نرم افزارهاي چند رسانه اي و مديريتي. معلمان. معلمان در مدرسه هوشمند نقش هدايتگر را دارا هستند. در اختيار قراردادن منابع و تشويق دانش آموزان و امر هدايت آموزش در مدرسه به عهده معلمان مي باشد و دانش آموز يادگيري را خواهد آموخت. مهارتها و آموزش دقيق و كارآمد معلمان عاملي مهم و نياز اساسي در مدرسه هوشمند مي باشد. · آموزشهاي مورد نياز:- مهارت (IT،word ، power point).- كاربرد فناوري در فرآيند ياددهي - يادگيري (برنامه درسي، روش تدريس، محتوا و ارزيابي).- نوآوري در فعاليتهاي ياددهي – يادگيري. · نقشها و مسئوليتها:- برنامه ريزي و تدارك امور تدريس. - مديريت فناوري آموزشي. - رسيدگي به وظايف تخصصي در محيط ياددهي – يادگيري. - ارائه آموزش اثربخش. · مهارتها: - طراحي آموزش. - فرآيند مديريت كلاس. - ارزيابي يادگيري دانش آموز.- انتخاب منابع متناسب با دانش آموز.- استفاده مناسب از فناوري در امر آموزش. كاركنان اداري كاركنان اداري مدرسه كه مسئوليت آنها شامل نگهداري پرونده هاي دانش آموزان، كاركنان (آموزشي و غيرآموزشي)، امور مالي، روابط عمومي مدرسه، انبار مدرسه و امور مربوط به رفاه دانش آموزان و كاركنان مي باشد.در مدرسه هوشمند اين وظايف به كمك فناوري انجام مي شود. كاركنان مدرسه بايد با نحوه اتوماسيون اداري آشنا باشند، در واقع آنها بايد با مهارتهاي اوليه (IT،word ، excel) و واژه پردازها و صفحه گسترده ها آشنا باشند. · آموزشهاي مورد نياز:- مهارتهاي پايه (IT ،word، excel).- نرم افزار هاي مديريتي. · نقشها و مسئوليها:- امور مالي مدرسه. - نگهداري پرونده دانش آموزان و كاركنان. - اداره امور مربوط به رفاه دانش آموزان و كاركنان. · مهارتها:- مهارت در IT)،word ، excel).- كاربرد واژه پردازها.- كاربرد نرم افزارهاي مديريتي. مسئول كارگاه رايانه حضور يك نفر هماهنگ كننده امور رايانه و فناوري در مدرسه الزامي است. همچنين اين فرد مسئوليت راهنمايي و كمك به آموزش معلمان در آموزش كارآمد با استفاده از فناوري را بر عهده دارد. در نتيجه مسئول كارگاه رايانه بايد معلمي، با توانايي استفاده از IT در زمينه آموزشي و مديريتي باشد. · آموزشهاي مورد نياز:- مهارتهاي پايه و تخصصي .IT - بكارگيري IT در فعاليتهاي ياددهي – يادگيري. - خلاقيت و نوآوري در فعاليتهاي ياددهي – يادگيري. - ايفاي نقش به عنوان راهنما و پشتيبان آموزشي. - كمك به برنامه ريزي ارتقاء فني مداوم مدرسه و اعضاي آن. - آشنايي با سخت افزار و شبكه. · نقشها و مسئوليتها:- حل مشكلات فني و شبكه و رايانه ها. - پاسخ به نيازهاي معلمان در مورد مسائل فني در كلاس درس. - همكاري با مدير در بكارگيري نرم افزارهاي مديريتي. - كمك در انتخاب و ارزيابي محتواهاي الكترونيك.- راهنمايي و آموزش معلمان در آموزش كارآمد از ابزارهاي فناوري. - نظارت بر نگهداري همه تجهيزات فني - ارتباط با ستاد پشتيباني فني مدارس در خصوص تعمير، جايگزيني و ارتقاء فني تجهيزات در موارد لزوم.- حفظ همگامي با توسعه فناوري.مهارتها:- مهارتهاي پايه تدريس. - مهارتهاي پايه IT.- مهارت در بكارگيري ابزارهاي فناوري براي جمع آوري اطلاعات، آموزش، فرآيند مديريت و ارتباطات. -اولياء دانش آموزان. والدين دانش آموزان نقش اساسي در دست يابي به اهداف مدرسه و رشد متوازن و كلي دانش آموزان ايفاء مي كنند. افزايش مشاركت والدين در فرآيندهاي آموزشي اين مدرسه از اولويتهاي مهم مي باشد. والدين مي توانند به عنوان منابع آموزشي تلقي مي شوند و اين مشاركت در فرآيند مادام العمر آنها نيز مفيد خواهد بود. · راهبردها و خط مشي ها:- برنامه كلي براي والدين دانش آموزان مدرسه- رسانه ها ( چاپي - الكترونيكي ).- نمايش و ارائه دستاوردها.- برگزاري نشستهاي مستمر در مورد نقش والدين در فرآيند تربيت دانش آموز- برگزاري دوره هاي IT براي اولياء (به صورت محدود).- جلسه ماهانه و تشكيل گروههاي پشتيباني. - اردوهاي IT در مدرسه.- تابلوي اعلانات اولياء در سايت مدرسه.- صفحه ويژه والدين در سايت مدرسه. · نقشها و مسئوليتها:- تامين نيازهاي آموزشي فرزند خود. - پيگيري مراحل پيشرفت فرزند خود. - راهنمايي، ايجاد انگيزش، مشاوره با فرزند خود.- پشتيباني از فعاليتهاي مدرسه. · مهارتها :- توانايي استفاده از پايگاه اطلاعاتي مدرسه.- آشنايي با فرآيندهاي آموزشي. فناوري · شبكه رايانه اي شبكه اي از رايانه ها كه در آن بتوان منابع را به اشتراك گذاشت يكي از اساسي ترين بخش هاي مدرسه هوشمند مي باشد. شبكه در يك مدرسه هوشمند بخش هاي مختلف مدرسه را تحت پوشش قرار مي دهد. اين بخشها شامل دفاتر مدير، كاركنان اداري، معلمين و كلاسهاي درس، كتابخانه و محل ورود و خروج دانش آموزان مي باشد.نظر به اهميت شبكه توجه به امنيت چنين شبكه اي مهم و حياتي است، امنيت شبكه چه در بعد محرمانه بودن و چه در بعد حفظ اطلاعات، بايد با توجه به استانداردهاي لازم تعريف گردد. · محتواي الكترونيكي محتواي الكترونيكي اصلي ترين بخش در آموزش الكترونيكي در يك مدرسه هوشمند مي باشد. يك محتواي الكترونيكي بايد از استاندارهاي مشخصي برخوردار باشد تا بتواند ارتباط با مخاطب را به خوبي برقرار نمايد. توليد محتواي الكترونيك از طريق معلم يا سازمان آموزش و پرورش انجام مي پذيرد، كه در هر دو صورت رعايت استانداردها لازم است. · محيط ارتباطي بين اجزاء مدرسه هوشمند (platform)مديريت آموزشي، ارزيابي هوشمند، محيطهاي گفتگوي دانش آموزان، معلم و مدير، ارتباط با والدين، نياز به يك بستر نرم افزاري دارد. اين بستر كه به صورت مدلهاي مجازي به كار گرفته مي شود platform نام دارد كه براي مدرسه هوشمند با توجه به نيازها و شكل كار بايد به طور مستقل تعريف گردد. آموزش و پرورش R تجهيز مدارس آموزش و پرورش به منظور پيشبرد اهداف آموزشي از طريق الكترونيك، نياز دارد كه مدارس مجهز به فناوري داشته باشد، مدرسه هوشمند به عنوان يك مدرسه الكترونيك كامل بايد از تجهيزات رايانه، شبكه، نرم افزارهاي مورد نياز غني گردد تا بتواند به اهداف مورد نظر خود دست پيدا نمايد. R تهيه و استاندارد سازي محتوااز وظايف آموزش و پرورش تهيه محتواي متناسب با اهداف و سياستهاي آموزشي كل كشور مي باشد. ايجاد استانداردهاي لازم در اين زمينه از اصولي ترين راهبردها است تا با ارائه اين استانداردها بتوان محتواهاي توليد شده در بخش خصوصي و دولتي را محك زد و از آن در مدرسه هوشمند استفاده نمود. R قوانين لازم براي مدارس هوشمند در برخي از بخش هاي مدرسه هوشمند نياز به تغيير قوانين و اعمال سياستها ي جديد مي باشيم كه اين كار دشوار، بايد در طول زمان و با در نظر گرفتن شرايط فرهنگي كشور صورت پذيرد. از جمله بخشهايي كه در آن نياز به تغيير قوانين مي باشد: الف)- بخش ارزيابيب)آموزش در بخش تربيت معلمج)- ساماندهي تجهيز مدارس R پشتيباني از مدارس هوشمند با توجه به اينكه مدارس هوشمند در حال تغيير ساختار آموزش در كشور مي باشند. حمايت از اين طرح داراي اهميت ويژه اي است، پر واضح است كه استفاده ابزار توانمند فناوري در زمينه آموزش مي تواند قابليتها و استعدادهاي دانش آموزان را به منصه ظهور برساند. R رزشيابي از مدارس هوشمند با در نظر گرفتن مدارس گواه وظيفه مهم آموزش و پرورش ارزشيابي و اعلام نقصها و ضعفهاي مدارس هوشمند مي باشد كه خود بايد داراي استانداردهاي لازم باشد كه بايد به بخش مربوطه در آموزش و پرورش ارجاع گردد.سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصيلي84-1383 اقدام به راه اندازي آزمايشي مدارس هوشمند (Smart Schools) در چهار دبيرستان منتخب مناطق تهران نموده است كه اسامي آنها بشرح زير اعلام مي گردد: آبسال 4 خ هنگام بالاتر از ميدان الغدير خ شهيد نونوار شرقي خانم اربابيان دكتر مصاحب 5 خ آيت اله كاشاني بعداز ميدان نور- ابتداي شقايق آقاي حضرتي نداي آزادي 7 خ شهيد بهشتي نبش خ سهند خانم دواري غير انتفاعي شهداي كارگر 5 خ مشيريه منبع آب آقاي مباركي
133 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 17 مرداد 1389 ساعت 16:51
پرینت
Email
رشد سريع فناوري و کاربرد هاي آن در آموزش ، نيازمند روزآمد کردن آگاهي درباره وضعيت آموزشي واقعي در مدارس است و يکي از نيازهاي امروز دانش آموزان ، فراگيري دانش با استفاده از رايانه و امکانات جانبي آن است. ما هم بايد در جريان توليد اطلاعات جهاني حضور يابيم و اين اجباري است كه دنيا آن را به ما تحميل كرده است و علاوه بر آن فرزندان ما بايد بياموزند كه در جامعهي اطلاعاتي چگونه ميتواند توليد Data كنند و لازمهي آن اين است كه بدانند چگونه مصرف كنند. ادامه ...
37 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 16 مرداد 1389 ساعت 17:16
پرینت
Email
محمدرضا رجبی متین، کارشناس تکنولوژی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبایی است. وی حدود 6 سال است فعالیت های متعددی در زمینه آموزش های مجازی و چند رسانه ای انجام داده است. متین در این باره می گوید: با توجه به پیشینه فعالیت هایم قبل از دانشگاه در حوزه IT بسیار علاقه مند هستم تا تلفیقی از تکنولوژی اطلاعات و تکنولوژی آموزشی را بسترسازی کرده و به نظام آموزشی تقدیم کنم. بدین منظور فعالیت های بسیاری در سطح دانشگاه و خارج از دانشگاه صورت دادیم و با برگزاری کنفرانس آموزش مجازی و تولید محتوا در دانشگاه علامه در سال 1387 به کار خود در حوزه دانشگاهی پایان داده و فعالیت های اجرای خود در مدارس را آغاز نمودیم. آنچه در ادامه می آید حاصل گفت وگوی ما با ایشان درباره نوآوری صورت گرفته در خصوص مستقل سازی معلمان و دانش آموزان در خصوص تولید چندرسانه های آموزشی تحت وب و یا سی دی می باشد که در ادامه به آن می پردازیم ادامه ...
34 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 11 تير 1389 ساعت 13:02
پرینت
Email
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل اثرگذار بر برنامهي درسی دانشگاه مجازی و شناسایی ویژگیهای عناصر نهگانهي آن است. برای طراحی برنامهي درسی ابتدا باید عوامل اثرگذار بر برنامهي درسی شناسایی شود و سپس نحوهي اثر گذاری این عوامل بر عناصر برنامهي درسی مورد بررسی قرار گیرند. ادامه ...
26 Views -
دیدن توضیحات (1)
Published: 4 خرداد 1389 ساعت 21:46
پرینت
Email
درگاهها، که عمری به قدمت تقریبی ده سال دارند، در تمامی حوزههای خدمات الکترونیکی گسترش یافتهاند که فراگیری الکترونیکی نیز یکی از این خدمات است. ادامه ...
54 Views -
دیدن توضیحات (0)
Published: 4 خرداد 1389 ساعت 15:50
پرینت
Email
مقدمه: كار با كامپيوترها هرگز ساده نبوده است و اين موضوع به خاطر تغييرات سريعي است كه به صورت مستمر در سخت افزار و نرم افزار در حال وقوع مي باشد. توسعه دهندگان آموزش بر مبناي تكنولوژي مجبور به تطابق با قابليت هاي در حال افزايش گرافيك ها و ديگر پيشرفت هاي سخت افزاري مثل صوت، ويديوهاي محاوره اي، و در حال حاضر، اينترنت و اينترانت مي باشند. اين مسئله به نوبه خود به معناي اين است، كه نرم افزارها نيز پيچيده تر مي شوند. ادامه ...
106 Views -
دیدن توضیحات (0)
|